سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
20
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مضروب طاقتفرسا بوده و بدنش تحمّل آن را نداشته باشد يا اگر بدن تاب مقاومتش را داشته موقعيّت زمانى را ايجاب آن را نمىكند در اين صورت اگر ضرب منجر بقتل شد عمد محسوب مىشود . چنانچه اگر ضارب مرّات و دفعات ضرب را كمتر كند به طورى كه مضروب در جا نميرد امّا پس از ضرب مبتلا بمرضى شده و بواسطه همان از دنيا بورد باز در اين صورت قتل عمدى بوده و ضارب را بايد قصاص كرد . شارح ( ره ) در ذيل [ بالنّسبة الى بدنه ] مىفرماين : مثلا مضروب صغير بوده يا مبتلا به مرض مىباشد . و بعد از [ زمانه ] مىفرماين : مثلا هوا در شدت گرما يا سرما بوده كه اين حرارت و برودت اثر بسزائى در حصول قتل مضروب داشته باشد . و در دنبال [ فهو عمد ] مىفرماين : جهتش آنست كه ضرب بملاحظه عوارضيكه با او ميباشند از اسبابى كه غالبا موجب قتل مىشوند به حساب مىآيد . و پس از [ و كذا لو ضربه دون ذلك ] مىافزايند : بشرطيكه قصد قتل مضروب را نداشته باشد ولى بدنبال ضرب مضروب به مرضى مبتلا شده و با همان مرض از دنيا برود در اين فرض نيز قتل عمدى مىباشد زيرا زدن به اضافه مرض از اسبابى است كه تلف با آنها حاصل مىگردد و چون مرض مسبّب از ضرب بوده در واقع علّت اصلى مرگ همان ضرب مىباشد اگرچه البتّه ضرب به تنهائى بدون اينكه مرض به دنبالش باشد از اسباب قتل محسوب نميشود و بهر تقدير ضرب در اينجا چون موجب حصول مرض شده و مرض باعث فوت مضروب گرديده عرفا اين